مِشـــــکوة

وبلاگ تخصــصی قــرآن و حدیث

مِشـــــکوة

وبلاگ تخصــصی قــرآن و حدیث

قرآن و اهل بیت (ع) نورند . نوری که انسان می تواند در پرتو آن به تعالی و تکامل برسد .
منشأ نور خداست و همه انوار عالم ، فروغ و تجلی خود را از نور خدا می گیرند .
" مشکوة " همان سرچشمه نور است که همه انوار را در بر دارد....
این وبلاگ تخصصی و پیرامون قرآن و اهل بیت ( ع ) است که به میمنت میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد ( ص )
و صادق آل محمد ( ع ) در روز 17 ربیع الأول ایجاد گردیه است . امید است مورد علاقه و عنایت شیفتگان قرآن و عترت
واقع گردد. و الحمد لله رب العالمین

۵۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «در مکتب علی (ع)» ثبت شده است

۱۴
شهریور

افسران -  ❤ ولایت

 

حدیث فوق العاده از امام صادق علیه السلام در مورد ولایت

 

قال الصادق علیه السلام :

ولایتی لعلی بن ابی طالب علیه السلام أحب إلی من ولادتی منه لأن ولایتی لعلی بن ابی طالب فرض و ولادتی منه فضل.

ولایت امیر المومنین علیه السلام برای من بهتر است از اینکه فرزندش هستم زیرا ولایت داشتن از آن حضرت واجب است ولی ولادت من از آن حضرت فضل است...

بحارالانوار ج 39 ص 299_ مستدرک سفینه بحار ج 10 ص 461

 (( عن الصادق علیه السلام: وِلایَتی‏ لِعَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام أحَبُ‏ إلَیَ‏ مِن وِلادَتی مِنهُ؛ لِأَنَّ وِلایَتی لَهُ فَرضٌ، ووِلادَتی مِنهُ فَضلٌ )) .
نسبت ولایتی خود با علی بن ابی طالب علیه السلام را از نسبت ولادتی خود با او، بیشتر دوست دارم ؛ چون ولایت او بر من فریضت است و ولادتم از او فَضیلت!
این روایت از روایات بسیار زیبا و آموزنده است. ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام هم فریضه ولایت داشتند و هم فضیلت ولادت ولی ولایت نزد آنها بسیار مهم تر بود چون واجب با مستحب قابل مقایسه نیست و فاصله زیادی از هم دارند. این روایت ریشه در این آیه دارد: « إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ».

این آیه دلالت دارد بر اینکه خداوند متعال ولی و سرپرست جامعه است و بعد از خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد مؤمنینی که مقیّدند به اقامه نماز و دادن صدقه در حال نماز که اشاره دارد به خاتم بخشی حضرت علی علیه السلام در حال نماز. خلیفه دوم بارها در حال رکوع صدقه داد که آیه ای هم برای او نازل شود ولی چیزی نازل نشد.
نکته دیگر آنکه امتیاز و فضیلت انسان ها به یکدیگر به نسب نیست بلکه به تقواست: « إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ ».

و معیار تقوا هم ولایت اهل بیت علیهم السلام است. اگر ولایت نباشد سایر اعمال هم هباء است.

۰۸
اسفند

fcd6265dc01f47829a32730ea20b477b.jpg

۱۰
خرداد
 
 
تاکید بر خواندن مناجات شعبانیه


مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا ...!
مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می‌رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خود بین نبودند.

هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه امام صادق مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند، برای اینکه می بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست.

هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ یک چیزی ندارند، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم؛
آنهایی که می فهمند، آنها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همینست که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند.

انه کال ظلوما جهولا را که در آیه شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه علی السموات والارض و الجبال فابین بعد می گوید:

انه کان ظلوما جهولا بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛

«جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم.

                                                      (صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۵۳)

 

مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیم ترین معارف الهى و از بزرگترین امورى است که آنهایى که اهلش هستند مى‏توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند.
 

                                                      (صحیفه امام، ج‏۱۷، ص: ۴۵۶)

۱۵
اسفند

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا . . .

ای کسانی که ایمان آورده‏ اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گنــــــــاه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید !
 

                                                                            (حجرات12)

۳۰
بهمن

مجموعه پرسش و پاسخهای مردم پس از این کلام امام به خطبه سلونی مشهور است که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم.

۱۰
بهمن
 
1790


امام على علیه ‏السلام :

اَعجَبُ ما فِى الانسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِکمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها

 

فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَکَهُ الحِرصُ

 

وَ اِن مَلَکَهُ الیَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَکُلُّ تَقصیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛


شگفت‏ ترین عضو انسان قلب اوست و قلب مایه هایى از حکمت و ضد حکمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش مى گرداند و اگر طمع در آن سر برکشد، حرص نابودش مى‏کند و اگر ناامیدى بر آن مسلّط شود، اندوه، او را مى‏ کُشد... هر کوتاهى برایش زیانبار است و هر زیاده ‏روى برایش تباهى آفرین.


 

علل الشرایع ج1، ص 109
۱۴
شهریور



"ای پرسش کننده به دقت بنگر،آنچه را قرآن از صفات خدا تو را به آن راهنمایی میکند پیروی کن و از نور هدایت قرآن بهره مند شو و آنچه را که شیطان تو را به یاد گرفتن آن واداشته از آنچه که در قرآن بر تو لازم نگشته و در سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه اثری نیامده،علمش را به خدای سبحان واگذار که نهایت حق خداوند بر تو همین است و بدان که استواران در دانش آنانند که خداوند آنان را با اقرار به کل آنچه از آنها پنهان است و تفسیرش برای آنان روشن نیست،از ورود در ابواب و سراپرده های اسرار پنهانی خود بی نیاز فرموده و اعترافشان را به ناتوانی از رسیدن به آنچه که دانش آنها به آن احاطه ندارد ستوده و ترک تعمق آنان را در چیزی که بحث از حقیقت آن را امر نفرموده استواری در علم نامیده.پس به همان اندازه که خداوند دانستن آن را مجاز دانسته اکتفا کن و عظمت خداوندی را با ترازوی عقلت اندازه مگیر که دچار هلاکت خواهی شد.

(نهج البلاغه دشتی،خطبه 90)


۱۳
مرداد

امام علی علیه السلام:

صَدَقَةُ السِّرِّ تُکَفِّرُ الخَطیئَةَ، وَ صَدَقَةُ العَلانِیَةِ مَثراةٌ فِی المالِ؛

**صدقه پنهانی گناه را می پوشاند، و صدقه آشکارا بر مال می افزاید.**

غرر الحکم: ح ۵۸۴۸ / گزیده غررالحکم و دررالکلم، ص61
۱۲
مرداد



امام على علیه‏ السلام:


«یا مُؤمِنُ اِنَّ هذَا العِلمَ وَالاَْدَبَ ثَمَنُ نَفْسِکَ فَاجْتَهِد فى تَعَلُّمِهِما ،


فَما یَزیدُ مِنْ عِلْمِکَ وَ اَدَبِکَ یَزیدُ فى ثَمَنِکَ وَ قَدْرِکَ ،


فَاِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدى اِلى رَبِّکَ وَ بِالاَْدَبِ تَحْسِنُ خِدْمَةَ رَبِّکَ


وَبِأَدَبِ الْخِدْمَةِ یَسْتَوجِبُ الْعَبْدُ وَلایَتَهُ وَقُرْبَهُ ،


فَاقْبَلِ النَّصیحَةَ کى تَنْجُوَ مِنَ الْعَذابِ»


اى مؤمن! به تحقیق این دانش و ادب بهاى جان توست پس در آموختن آن دو بکوش که هر چه بر دانش و ادبت افزوده شود بر قیمت و قَدْرت افزوده مى‏شود زیرا با دانش به پروردگارت راه مى‏یابى و با ادب به پروردگارت خوش خدمتى مى‏کنى و با ادب در خدمت‏گزارى، بنده سزاوار دوستى و نزدیکى به او مى‏شود . پس [این [نصیحت را بپذیر تا از عذاب بِرَهى.

جامع الأخبار، ص 310، ح   852


93.gif93.gif93.gif93.gif      93.gif
۱۰
مرداد

نقل شده که امیرالمومنین علیه السلام در ضمن خطبه ای در مورد اوضاع شهر موصل در آخر الزمان چنین فرمودند :
اى مردم! آگاه باشید که چون سفیانى ظاهر شود براى او وقایع وجنگهاى بزرگى خواهد بود: اول وقعه وجنگ او به شهر حمص واقع خواهد شد، پس از آن به حلب، پس از آن به رقه، پس از آن به قریه سبا، پس از آن به راس العین، پس از آن به نصیبش، پس از آن به موصل - که وقعه موصل وقعه بزرگى خواهد بود. پس از آن در موصل مردانى از بغداد واز دیار یونس تا لجمه گرد هم آیند ونبرد سختى واقع شود که هفتاد هزار نفر در آن گشته شوند. جنگ تا موصل جریان پیدا مى کند ودر آنجا قتال سختى رو خواهد داد. آنگاه سفیانى در آنجا فرود مى آید وشصت هزار نفر از ایشان را مى کشد. به درستى که در آنجا است گنجهاى قارونى واز براى آنجا است ترسهاى بزرگى بعد از فرورفتن به زمین وسنگباریدن ومسخ شدن که زودتر از جاهاى دیگر رخ مى دهد بسان فرورفتن میخ آهن به زمینى سست.
حضرت در ادامه سخنان خود فرمودند: سفیانى هر کسى را که نامش محمد وعلى وحسن وحسین وفاطمه وجعفر وموسى وزینب وخدیجه ورقیه است از روى بغض وکینه اى که به آل محمد دارد به قتل مى رساند.

معاشر الناس ألا أنه و إذا ظهر السفیانی تکون له وقایع عظام فأول وقعة بحمص ثم بحلب ثم بالرقة ثم بقریة سبـأ ثم برأس العین ثم بنصیبین ثم بالموصل و هی وقعة عظیمة ثم تجتمع إلى الموصل رجال الزوراء و من دیار یونس إلى اللخمة و تکون وقعة عظیمة یقتل فیها سبعون ألفا ً و یجری على الموصل قتال شدید یحل بها ثم ینزل إلى السفیانی و یقتل منهم ستین ألفا و إن فیها کنوز قارون و لها أحوال عظیمة بعد الخسف و القذف و المسخ و تکون أسرع ذهابا ً فی الأرض من الوتد الجید فی أرض الرجف .
حتى قال ( علیه السلام ) : و لا یزال السفیانی یقتل کل من إسمه محمد و علی حسن و حسین و فاطمة و جعفر و موسى و زینب و خدیجة و رقیة بغضا ً و حنقا ً لآل محمد


الزام الناصب : ج 2 ص 149
نفحات الازهار : ج 12 ص 80